بدون عنوان
امروز دومين روزيه كه خودم دختركم رو به مهد ميبرم.رفتن با بابايي برنامه زماني مشخصي نداشت.
يا بايد اون برنامه بي نظم اجرا ميشد و دخترك از برنامه آموزشي مرتب و ورزش صبحگاهي و خواب سرساعت عصر محروم ميشد و بنده هم بايد از استراحت كوتاه عصر در زمان مناسبش چشم پوشي ميكردم و كلي هم اعصابم خورد ميشد و مفيد بودن ساعات بعدازظهر رو ازدست ميدادم و خريد و پارك و گردش و ... پيشكش ميشد
يا بايد با بيدار شدن زودهنگام دخترك كنار بيائيم و خودم قبل از اومدن به اداره برسونمش به مهد.
پ.ن: همون دو ساعت اجراي اين طرح در روز گذشته و ماشين نداشتن بابايي كارخودش رو كرد
و ايشون اعتراف كردن يه ماشين ديگه لازمه و گويا همون بعدازظهر سپردن براي يه مورد مناسب.البته ايشون قبلا با سينه فراخ اعلام كرده بودن هيچ نيازي به ماشين ندارم فوقش با آژانس ميرم!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
