امي تيسامي تيس، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره

امی تیس،فرشته ما

تذكر بجا

1389/12/10 8:40
نویسنده : مامان
357 بازدید
اشتراک گذاری

مادرجون، من و امي تيس:

دارم به مامان ميگم :: حيف شد توي سفر اخير به آبادان خريدهاي خوبي ميتونستيم بكنيم كه با تاخير رفتيم و زمان زيادي از دست رفت .

 مامان ميگه: بايد صبح زود راه مي افتادين تا از زمانتون بيشترين استفاده رو بكنين.آخه گفتين گوش امي تيس درد گرفته بوده.

امي تيس توي آشپزخونه كنار مامانه و مشغول وررفتن به وسايل آشپزخونه.البته ساعتي پيش با متر خياطي خاله اش مشغول اندازه گيري دست و پاي مادرجون بود تا براش لباس خياطي كنه!

دارم براي مامان توضيح ميدم كه از صبح زود گوش امي تيس درد گرفته بود و اذيت شد و ما هم تا بهتر شدن وضعيت و تكمبل خواب خانم كوچولومون از ادامه سفر فاكتور گرفتيم و با تاخير چند ساعته به آبادان رسيديم  و ديگه ديرشده بود.اگه صبح زود ميرفتيم بهتر بود

امي تيس خانم ديگه تاب نياورد و درجا تذكر داد: مامان امي تيس ،خوب مادرجون هم همينو گفت ديگه(اين يعني محترمانه بهم گفت حرف تكراري نزنين ديگه!).باور كنين از اين دقت و ظرافت حرف دخترك حيرون موندم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مارتیا پسر دوست داشتنی ام
24 بهمن 89 9:50
ممنون از لطفت باید بهم یاد اوری کنی که لینکت کنم من باید بروم گوگل ریدر وب رایم مشکل است . از اشناییت خوشبختم .
شيلا
24 بهمن 89 11:21
سلام خانومي اول يه بوس واسه امي تيس گلم بعدش هم شرمنده كه دارم دير جواب ميدم اين روزها يكم كار اداره زياد شده . در مورد كلاه رومينا طرحش برگ هست يه عكس ازش ميگيرم برات ميذارم البته اصلا فكر نكن كه من بافتم چون اينو يه خانوم اهل تركيه كه همسايه يكي از دوستان بود بافته دو تا رنگ بافته بود كه من صورتي طوسيش رو انتخاب كردم. طوسي مشكيش خيلي سنگين بود براي يه بچه دو ساله