امي تيسامي تيس، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره

امی تیس،فرشته ما

ماجرای فرش خریدن ما

1389/12/17 8:32
نویسنده : مامان
349 بازدید
اشتراک گذاری

داريم براي اتاق دختركمون فرش فانتزي ميبينيم. اوني كه توش گربه داره رو انتخاب ميكنه.همون موقع يه پسر4-5 ساله با باباش ميان تو فروشگاه.امي تيس بشدت كنجكاو نگاهش ميكنه و هي ميره دنبال و صورتشو نگاه ميكنه .صورت پسر از ناحيه بيني و پيشوني بشدت آسيب ديده و معلومه قبلا ضربه محكمي خورده مثلا تصادفي داشته و حالا تخت شده .دلم ميسوزه براش كه چه دردهايي اين بچه تحمل كرده.كنجكاوي توي چشماي امي تيس موج ميزنه كه چرا قيافه اش اينطوريه؟

چون دوست دارم اجتماعي باشه بهش پيشنهاد ميدم اسم و سنشو بپرسه و باهم دست بدن و دوست بشن. امي تيس از سام درباره صورتش ميپرسه و اونم توضيح ميده كه زمين خورده و قراره دكتر براش صورتشو درست كنه!

سام دقيقا همون فرشي رو كه امي تيس پسنديده دوست داره و به اون سايز فقط يكي موجوده، ما به پدرش ميگيم اونها بردارن  تا دوباره بيارن كه پدرش ميگه سايزش بزرگه براي اتاقش. هيچ كلكي براي نخريدن فرش توسط پدر سام كارساز نيست.پول نداشتن،موجود نبودن و ...حتي سام كارت اعتباري پدر رو توي دستگاه ميكشه و ميبينه موجودي نداره!....

و اما پايان:

بابايي همون فرش انتخابي امي تيس به بغل و مامان يه فرش پادري به دست و امی تيس در حال باي باي كردن با سام و سام پيروز از اين ميدون اونم فرش به دست ولي با سايز كوچيكتر راهي خونه هامون شديم درحاليكه قيافه سام جلوي چشم ماست و توي ماشين درباره اش امي تيس داره با ما  صحبت ميكنه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زينب عشق مامان و بابا
18 اسفند 89 16:33
اين گلها هم براي دختر گل