تولد 6 سالگی
دختر عزیزم ٦ سالگیت مبارک
امروز به ٧ سالگی سلام میکنی و با اون لبخند زیبا و چهره معصوم و نگاه کنجکاو و عمیقت سالی متفاوت رو تجربه خواهی کرد.
خیلی بزرگتر شدی.یکی از دندونهای بالاییت افتاده درست روزی که با بابا سه تایی رفتیم و خاله رو از فرودگاه آوردیم.توی همون کافی شاپ که شیک توت فرنگی سفارش دادی و با همون هورت اول دندوق لق شده دو سه روزه که کمی هم خونریزی میکرد کاملا افتاد و هر چی گشتیم پیداش نکردیم و احتمال دادیم که رفته توی شکمت.ولی خداییش خیلی بانمک شدی.من معمولا بچه هایی که دندون شیریشون افتاده رو زیاد دیدم و این اتفاق طبیعی و تحول بدنیشون قیافه شونو قشنگ نکرده ولی بوضوح میبینم چقدر جای خالی این دندون توی صورت و خنده های شاد تو زیباس و نمک خاصی بهت داده(آیکون مادر خود شیفته
)
پریشب قبل از خواب میخواستم راجع به موضوعی صحبت کنیم که این روزها گاهی اوقات هر دومونو شاکی میکنه.ما دوست داریم خودت انتخاب کنی و استقلال بیشتر داشته باشی ولی درعین حال قدر داشته ها تو بدونی و درست انتخاب کنی و شاد باشی و کار به لجبازی نکشه.امری که بخشیش طبیعیه و بدلیل سن و سال کم و بچه بودنت انتظار نیست که بهیچ وجه عین بزرگا باشی و زود قانع بشی...دیدم بیحوصله ای و گفتی حالا نه...منصرف شدم و به زمان دیگه موکول کردم.با گذشت چند ثانیه نظرت عوض شد و گقتی بگو مامان...گفتم خودت خواستی بعدا صحبت کنیم و تو عین آدم بزرگا گفتی نه مامان الان بگو خودتو خالی کن و من....کم آوردم.
چقدر تغییر کردی...اصلاحات و تیکه های بزرگونه بکار میبری.بهت گفتم اینو از کی شنیدی؟ گفتی: بابا...یه بار منم اینجوری شده بودم بابا گفت و من خودمو خالی کردم و صحبتامو کردم.تو هم اینکارو بکن.راحت میشی.
اینا رو مینویسم چون یادم میره توی چه سنی چه طرز فکری داشتی و چقدر مفهمیدی و خوشمزه بودی!
اما امروز روز خودته.تولد خودت بنا به سلیقه خودت.کیک انتخاب کردی.کادوی کوچولو برای دوستات.
خداروشکر میکنم که چقدر مسئولیت پذیری.آخه دو شب قبل که خریدامونو کردیم بشقاب و چنگال یک بار مصرف مونده بود و دیشب قبل از خوابت که توی خواب و بیداری بودی سراغ گرفتی . بهت گفتم خیالت راحت باشه ...خریدم و تو با لبخندی زیبا خیلی زود خوابیدی.
خداروشکر میکنم و هنوز باورم نیشه که تو بهترین و با ارزشترین هدیه خداوندی به من وبابا
خداروشکر میکنم که یک سال دیگه بزرگتر شدنت رو دیدم و لمس کردم و نفس کشیدم
خداروشکر بابت گرمی دستای مهربونت که با عشق و محبت لب و گونه های منو نوازش میکنه و خستگی رو از تنم در میاره
خداروشکر بابت اون چشمای عمیق و نگاه آسمونیت که نمیتونم هیچوقت حسمو ازشون توصیف کنم
بابت تمام شیرین زبونیها ...شیرین کاریها...سلیقه ها ...درک و فهمها و افکارت...بابت روحیه شادی که هیچ وقت نمیتونیم رنگهای کم وبیش یکدست توی لباس پوشیدنت رو توصیه کنیم چون به خاط روحیه شادابت عاشق رنگارنگ پوشیدنها و لباسهای رنگی رنگی و رنگین کمونی هستی(بقول خودت)
قراره بنا به سليقه خودت امروز در كنار همكلاسيهات جشن تولد بگيري و لذت ببرين
براي تمام نعمتهاي بيشماري كه خداوند بخاطر حضور تو در زندگي و وجود ما قرار داده خدارو شكر ميكنيم
اميدوارم سالهاي سال با هم بي دغدغه و با آرامش و شادي كنار هم زندگي كنيم و تو به قله هاي پرغرور موفقيت برسي.آمین


تولد 6 سالگی
