امي تيسامي تيس، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره

امی تیس،فرشته ما

کفشها

1390/7/21 11:28
نویسنده : مامان
590 بازدید
اشتراک گذاری

پريروز امي تيس رو بردم مهد .  كتوني و جوراب كوتاه مچي پوشيده بود.موقع تحويل گرفتنش در حالي كه بخاطر پروژه جديد كاريم ديرتر از هميشه دنبالش رفتم  هر چي توي كمدهاي جاكفشي گشتم اثري از كفشاش نديدم و با ناباوري باز هم به جستجو ادامه دادم.من از اين مسئله چون براي خودم قبلا كه محصل بودم پيش اومده بود خاطره خوشي نداشتم. امي تيس هم بخاطر تعدد كفش و دمپايي كه براش ميگيريم  و رفت و آمدهاش به منزل اقوام معمولا چيزهايي جا ميذاره.مثل همين سفر اخير كه دمپايي خرگوشيهاي مورد علاقشو در دستشويي خونه خاله جا گذاشته و هي يادشون ميكنه.

خلاصه كه خيلي به من برخورد كه كفش دخترك من كه هم خودم و هم دخترك خيلي دوستشون داريم سر جاشون نيستن و  الان كجان و ...

طبيعيه كه مديرمهد كه اينو ديد گفت  چك ميكنيم ممكنه اشتباهي كسي پوشيده  و رفته!!!

 

فرداش زنگ زدم ببينم كفشي اضافه اومده يا نه !!! كه معلومه ديگه جوابشون نه بود.مديرمهد گفت: ديروز آخر وقت هيچ كفشي توي جاكفشي نمونده بود. داشتيم چنين مواردي كه بعد از مدتها كفش كهنه رو آوردن گذاشتن توي جاكفشي!

ته دلم خيلي ناراحت بودم نه بخاطر كفش كه با صرف مبلغي ميشد دوباره تهيه كرد و من كفشهاي در حد نو دخترك رو هميشه ميبخشم و نگه نميدارم. بلكه بخاطر عقيده و فعل ناپسندي كه با زشتي تموم بزرگترها اجازه ورود به دنياي پاك و معصومانه بچه ها رو بهش ميدن و كسي كه حاضره بچه اش چنين كفشي رو از ديگران به پا كنه تا تهش معلومه ديگه...

امروز دخترك با باباش رفت و من تاكيد كردم حتما موضوع رو پيگيري كنه چون حتي مدير مهد يه معذرت خشك و خالي هم از ما نخواست.بهرحال قضيه در مهد اونها اتفاق افتاده بود نه توي خيابون.

ديدم بابايي زنگ ميزنه كه كفشها رو توي جاكفشي ديدم و مدير مهد گفته اينا كه بوده خانمتون مشخصات ديگه اي داده بودن.

ياد حرف ديروز مديرمهد افتادم كه گفت پريروز هيچ كفشي توي مهد نمونده بود و بنده هم با همين دو چشم سه بار و با كمك مربي هم يك بار ديگه گشته بوديم و نيافته بوديم و اونروز دختركم با دمپايي روفرشيش برگشت به اداره مامان و بعد هم خونه و چقدر دمق بود كه كف دمپايي ها سياه شده.

قضاوت رو به خودتون واگذار ميكنم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان جگر گوشه ام
21 مهر 90 12:17
سلام آمیتیس جان و مامان گلش خوبین چه اتفاقاتی که تو این مهدها میفته و از دید والدین پنهون میمونه خدا میدونه مهد دوربین مدار بسته نداره؟منم پسرم 1سال و 7روزه نتونستم مهد پیدا کنم